تبليغاتX
عکس ومتن
این وبلاگ رو تقدیم میکنم به عشق

یكی از راههایی كه كمك بزرگی به بقا و دوام زندگی می كند ، این است كه "فرد ، همسر خود را آن چنان كه هست ، بپذیرد" و او را با تمام خصوصیاتش ، با تمام تجارب گذشته ، با پدر ، مادر ، خواهرها و برادرهایش قبول كند.

اگر شما قادر باشید همسرتان را با هر قیافه ، شغل ، تحصیلات و خانوادهای كه دارد ، بپذیرید واین نگرش را در خودتان پر رنگ كنید ، در زندگی مشترك احساس بهتری خواهید داشت .

بهتراست این تفكر را در خود تقویت كنید كه این شخص با تمام ویژگی های خوب و بدی كه دارد مال من است و برای من است و من به او عشق می ورزم.

موضوع دیگر ، اولین برخورد در پایان یك روز كاری است. آن چه در طول چند دقیقه ی اول ، هنگامی كه همسرتان را می بینید ، انجام می دهید و می گویید ، بسیار مهم است.پس زمانی كه كه در پایان روز با همسر خود مواجه می شوید ، استقبال خوبی از وی به عمل آورید.

هر وقت احساس فراموش شدگی و تنهایی كردید ، مهم است به خاطر داشته باشید كه شما برای شادمانی خود مسئول اید. بنابر این باید ابتكار به خرج دهید و فضایی صمیمی بین خود و همسرتان ایجاد كنید.

یكی از مواردی كه تاثیر بسیاری در زندگی زناشویی می گذارد ، نحوه ی بر قراری ارتباط كلامی و شیوه ی حرف زدن زن و شوهر با یكدیگر است.

به عبارت دیگر بسیاری از مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نكردن و عدم توانایی زوجین در رساندن مفهوم به یكدیگر است.

كلمات بار عاطفی دارند و می توانند بر مخاطب تاثیر مثبت یا منفی بگذارند.

خانم ها باید به كلماتی كه استفاده می كنند توجه داشته باشند ، اغراق آمیز صحبت نكنند . برای مثال خانم ها بهتر است به جای این كه به همسر خود بگویند :"تو هیچوقت به فكر ما نیستی "، از جمله ی :"گاهی اوقات ما را فراموش می كنی " استفاده كنند ، زیرا معمولا" آقایان روی كلمات دقیق می شوند.

در زیر نمونه هایی از واكنش های كلامی مطرح می شود . شما كدام پاسخ را ترجیح می دهید ؟آیا اگر مورد آخر را انتخاب كنید ، بهتر نیست ؟
- امروز شاید كمی دیر بیام .
الف- كار همیشگی توست .
ب- بازم می خوان ازت كار بكشن .
ج- منتظرت می مونم ، ولی خیلی خودت را اذیت نكن .
- چرا غذا نمی خوری ، مگه غذا خوردی ؟
الف- نمی خورم ، از این غذا خوشم نمی آید .
ب- كجا غذا خوردم ، باز كج خیال شدی .
ج- با این كه بوی غذات آدم را به اشتها می آورد ، اما نمی دانم چرا میل ندارم .

از دیگر موارد موثر در ایجاد دلخوری بین زن وشوهر، غیر مستقیم و با گوشه و كنایه صحبت كردن است .

در جایی كه انسان می تواند به طور صریح سخن بگوید ، چرا متوسل به طعنه و كنایه شود ؟در این صورت نه تنها مشكل حل نمی شود ، بلكه رنجش ها عمیق تر می گردد .

وقتی از هم رنجش پیدا می كنید و در صدد رفع آن بر نمی آیید ، وقتی اجازه می دهید كه ناراحتی ها روی هم انباشته شوند ، باید انتظار داشته باشید كه رابطه تان سرد و بی روح شود .

این نكته مهم است كه قبل از صحبت كردن با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نكنید .

پیشا پیش یاد آوری كنید كه شاید اصل ماجرا یك سوء تفاهم باشد و غرض از صحبت ، رفع كردن آن است .

همیشه از نكات مثبت شخصیت همسر و كارهای مطلوبی كه انجام داده است ذكری به میان آورید تا فضای مذاكره صمیمی شود .

هرگز همسر خود را با دیگران مقایسه نكنید و مزایای آنان را به رخش نكشید .

از یكدندگی و لجاجت بپرهیزید .

یكی دیگر از مهارت هایی كه باید در زندگی مشترك آموخت ، گوش دادن مؤثر به سخنان همسر است .وقتی به صحبت همسرتان توجه نمی كنید و آن را باور ندارید و به واقع برای منظور او معنایی در نظر می گیرید ، اقدام به ذهن خوانی می كنید و بدین ترتیب محتوای حقیقی صحبت همسرتان را با فرضیه های خود عوض می كنید .

ذهن خوانی برای ایجاد صمیمیت مضر است ، زیرا مسلمات را رها می كنید و به خیالات می چسبید .

یكی از خصوصیات همسران موفق ، شوخ طبعی ، خوش رویی و خوش خلقی است .

زن و شوهر هر دو نشان می دهند كه برای روحیات ، احساسات و شخصیت طرف مقابل ارزش قائل اند و سهم خود را در شاد كردن و بهتر ساختن محیط زندگی می شناسند .

از به كار بردن كلمه طلاق پرهیز كنید . طبق تحقیقات انجام شده توسط باس ، بسیاری از زوج های موفق اظهار داشته اند كه تحت هر شرایط حاضر به ادامه ی زندگی اند و هرگز به طلاق فكر نمی كنند .

این افراد به جای این كه مقابل یكدیگر حركت كنند ، به موازات همدیگر حركت می كنند .


زبان تشكر و قدر دانی داشته باشید . به همان اندازه كه همسرتان را به خاطر بعضی از رفتارهایش سرزنش و از رفتار او انتقاد می كنید ، باید از او برای خوبی هایش تشكر كنید .
( برگزیده از نشریه پیوند )

تنها می توانیم چیزی را بگیریم كه می دهیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط غریبه | 

در افسانه‏ها آمده، روزی كه خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان كردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یكی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آنرا در زیر زمین مدفون كن. فرشته دیگری گفت: آنرا در زیر دریاها قرار بده. و سومی گفت: راز زندگی را در كوه‏ها قرار بده.
ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفته‏های شما عمل كنم، فقط تعداد كمی از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بیابند، در حالی كه من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد. در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زیرا هیچكس به این فكر نمی‏افتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه كند.
و خداوند این فكر را پسندید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی امّا ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی .)) ((چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه امّا مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری .)) ((چقدر سخته گل آرزوها تو توی باغ دیگری ببینی , و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی گل من, باغچه ی نو مبارک .))

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

دلم براي کسي تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند


دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شندين صدايش را حسرت مي کشد

دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده

دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است

دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است

دلم براي کسي تنگ است که محرم اصرار است

دلم براي کسي تنگ است که راهنمايي زندگيست

دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست

دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگيهايم است

دلم براي کسي تنگ است .............

بیا پیشم

 دلم

 برت تنگه عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

 

یك نجار مسن به كارفرمایش گفت كه می خواهد بازنشسته شودتا خانه ای برای خود بسازد و در كنار همسر و نوه هایش دوران پیری را به خوشی سپری كند.
كار فرما از اینكه كارگر خویش را از دست می داد، ناراحت بود ولی نجار خسته بود و به استراحت نیاز داشت. كارفرما از نجار خواست تا قبل از رفتن خانه ای برایش بسازد و بعد بازنشسته شود.
نجار قبول كرد ولی دیگر دل به كار نمی بست، چون می دانست كه كارش آینده ای نخواهد داشت. از چوبهای نامرغوب برای ساخت خانه استفاده كرد و كارش را از سر سیری انجام داد.
وقتی كارفرما برای دیدن خانه آمد، كلید خانه را به نجار داد و گفت: این خانه هدیه من به شماست، بابت زحماتی كه در طول این سالها برایم كشیده اید.
نجار وارفت، او در تمام این مدت در حال ساختن خانه ای برای خودش بود و حالا مجبور بود در خانه ای زندگی كند كه اصلا خوب ساخته نشده بود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

چند قورباغه از جنگلی عبور می كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند كه دیگر چاره ای نیست، شما به زودی خواهید مرد.
دو قورباغه، این حرفها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان كوشیدند كه از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر، دائما به آنها می گفتند كه دست از تلاش بردارید. چون نمی توانید از گودال خارج شوید، به زودی خواهید مرد.
بالاخره یكی از دو قورباغه، تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. او بی درنگ به داخل گودال پرتاب شد و مرد.
اما قورباغه دیگر با حداكثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می كرد. بقیه قورباغه ها فریاد می زدند كه دست از تلاش بردار. اما او با توان بیشتری تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد.
وقتی از گودال بیرون آمد، بقیه قورباغه ها از او پرسیدند:«مگر تو حرفهای ما را نشنیدی؟»
معلوم شد قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فكر می كرده دیگران او را تشویق می كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

به چشمهایی که لبخند تو رو می بینند حسودیم میشه

به دستهایی که نرمی دست تورو حس می کنند حسودیم میشه
به لب هایی که روی لبهات می لغزند حسودیم میشه
به تنی که آغوش گرم توروتجربه می کنه حسودیم میشه
به شونه هایی که تکیه گاه بی کسی هات شدند حسودیم میشه
به گوش هایی که صدای قشنگ تو رومی شنوند حسودیم میشه
حسودیم میشه به اونی که عکسش می افته توآئینه ی چشمات
حسودیم میشه به اونی که توی قلبت کنگر خورده و لنگر انداخته
حسودیم میشه به اونی که فاصله اش با تو فقط نفسه
حسودیم میشه ......
حسودیم میشه به تنی که روحش تویی !
حسودیم میشه به رگی که خونش تویی !
حسودیم میشه به گلدونی که گلش تویی !
حسودیم میشه به آسمونی که ماهش تویی !
حسودیم میشه به کوچه ای که عابرش تویی !
حسودیم میشه به انگشتری که نگین اش تویی !
حسودیم میشه به ساحلی که دریاش تویی !
حسودیم میشه به دلی که دلدارش تویی !
حسودیم میشه به قابی که عکسش تویی !
حسودیم میشه به کوری که چشمش تویی !
حسودیم میشه به شبی که نورش تویی !
حسودیم میشه به قلبی که عشقش تویی !
آره ...حسودیم میشه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها د رادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه ی عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:25 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسهاد رادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:24 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:23 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسهادر ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب

(پیشنهاد می کنم ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه  عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:17 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

.

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب

>حتما ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسهادر ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:6 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط غریبه | 

ادامه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط غریبه |